پایگاه خبری 3 ثانیه، اخبار بسکتبال: آوار سرمایه اجتماعی بر سر ورزش ایران؛ "ما" چگونه از بین رفت


آوار سرمایه اجتماعی بر سر ورزش ایران؛ "ما" چگونه از بین رفت

📅 1405/04/07 20:16 📂 تریبون 👁️ 81 بازدید
آوار سرمایه اجتماعی بر سر ورزش ایران؛ "ما" چگونه از بین رفت

۳ ثانیه- شهریار افشارها؛ آن‌ها که امروز در آستانه میانسالی‌اند خوب می‌دانند شور و شعف ملی در سایه ورزش چیست.


 


آن بعد از ظهر بعد از پیروزی مقابل استرالیا و صعود به جام جهانی ۹۸ تا شکست دادن آمریکا و جمعیتی که تا صبح خیابان را رها نمی‌کرد. ورزشکارانی که تا سال‌ها در سرتاسر ایران اجازه نداشتند دست توی جیبشان کنند و عزیز یک ملت بودند.



در نتیجه‌ی همان شور و شعف در چند سال، آنچنان پولی به ورزش سرازیر شد که فوتبالیست‌ها را در مدت کوتاهی به متمول‌ترین طبقات جامعه تبدیل کرد. امتداد آن مسیر به جایی رسید که در مقدماتی ۲۰۰۲ با پیروزی‌های عادی در مراحل ابتدایی، عموم مردم از طبقات مختلف وظیفه خودشان می‌دانستند که ساعت‌ها در خیابان بمانند و پرچم تکان دهند. زمانی که یک «ما» جمعی وجود داشت.


 


آن روزها اما انگار به یک رویای دور برای همه تبدیل شده و شاید بیشتر از همه برای سیاست گذاران.


 


ورزش؛ مثل یک معدنِ سرمایه اجتماعی بود که اتفاقی از دل کوه بیرون زده و کشف شده بود. منابع و تولیدات این معدن سال‌ها خوراک صنعت تبلیغات شد و البته هزینه‌های هنگفت و بی‌حساب و کتابی هم برای استخراج از آن شد. هزینه‌هایی که عمدتا متمرکز بر فوتبال بود اما سر ریز آن نصیب سایر رشته‌ها هم شد و مشاغل و مراودات مالی پیرامون ورزش را شکل داد.


 


در حالت عادی ورزش می‌توانست مرهم موقتی بر زخم‌های شدید و شکاف‌های عمیق پیکر جامعه ایران در سالهای اخیر باشد؛ اما تصمیم گیران (در مرتبه اول) و بقیه نقش آفرینان خرد این حوزه، کاری با تصویر ورزش در جامعه کردند که خود باعث‌ عمیق‌تر شدن شکاف‌ها شد. شکافی که موجب شد برخی از ستاره‌های جوان و آینده‌دار تیم‌های ملی قید حضور در لباس ملی را بزنند.


 




این اتفاق فقط محدود به فوتبال نبود. بهنام یخچالی و محمد امینی دو ستاره‌ی تیم ملی بسکتبال هم بعد از اعتراضات دی ۱۴۰۴ تصمیم گرفتند که دیگر برای تیم ملی بازی نکنند. تیم ملی بسکتبال حالا در شرایطی پنجره‌های انتخابی جام جهانی و بازی‌های آسیایی را پیش رو دارد که با محدودیت نیروی انسانی روبرو است و دست کادرفنی نسبت به گذشته خالی‌تر شده است. رشته‌ای که دو دهه قبل به یکی از نقاط اتکای ورزش ایران در سطح بین‌المللی تبدیل شده بود، حالا درگیر پیامدهایی است که بخشی از آن خارج از زمین و در ارتباط با شکاف‌های اجتماعی شکل گرفته است.



فخرفروشی فوتبالیست‌ها و کمبودهای سایر رشته‌ها


 


طی سال‌های گذشته در اوج فشارهای اقتصادی جامعه، فوتبالیست‌ها با خودروهای آلوده به رانت فخر فروشی می‌کردند و ورزشکاران سایر رشته‌ها در اوج کمبودهای زیر ساختی با گردنِ کج در مقابل مسئولین طلب همان رانت را داشتند. ورزشکارانی که معمولا در صحنه مشکلات و غم‌ها و کمبودهای حقیقی مردم غایب بودند اما در میدان‌های مورد توجه اهالی قدرت در صف اول ایستاده بودند و عرض اندام می‌کردند.


 


مسئولین ورزشی که در وظیفه تخصصی خودشان پر از اشکال و نا کارآمدی بودند؛ بیشتر وقت و خروجی و مطالب منتشر شده از آن‌ها در حوزه‌های نامرتبط با ورزش صرف می‌شد. در نهایت منابعی که می‌توانست برای زیر ساخت اجتماعی یک ملت هزینه شود و همبستگی ملی بسازد، خرج دو روز بیشتر بر مسند نشستن مدیران خرد و کلان شد.


 


این روزها واکنش‌های انکار ناپذیر به تیم ملی فوتبالی که در آستانه صعود به مرحله بعدی جام جهانی قرار داشت خبر از ته کشیدن منابع این معدن دارد. دیگر خیابان‌ها نه برای یک برد ساده در مرحله مقدماتی، که برای صعود به جام جهانی و حتی احتمال صعود به مرحله حذفی جام هم میزبان مردم نیست. برای پیدا کردن پسر بچه‌ای که لباس تیم با اسم ستاره‌های ملی را به تن کرده باشد باید چند ساعت وقت بگذاری. صفحات مجازی و صحنه‌های حقیقی به جای حمایت صد در صدی از بازیکنان تیم، با شکست و ناکامی آن‌ها شوخی می‌کنند و خیلی‌ها دیگر این تیم را ملی نمی‌دانند!


 



 


این خبر تا اینجا یک غم بزرگ و فرصت سوزی تاریخی برای ملت ایران است؛ اما برای عده‌ای که غرق در منافع کوتاه مدت شخصی بی‌توجه به هدر رفت این سرمایه ملی فقط به دنبال کسب حداکثر امتیاز از این فرصت باقی مانده هستند خبر بدتری در راه است. همانطور که ورود سرمایه (بدون منطق اقتصادی) به این حوزه با پیروزی‌ها و جلب توجه فوتبال آغاز شد، شاید خروج سرمایه و سالهای قحطی در ورزش هم با بی‌توجهی جامعه به فوتبال آغاز شود. شاید دیگر این حجم از احتیاط و آرام رد شدن از کنار حوادث هم برای حفظ قراردادهای میلیاردی کافی نباشد.


 


تجربه‌ای که برای تیم ملی فوتبال رقم خورد، می‌تواند به سایر رشته‌ها از جمله بسکتبال هم سرایت کند. کاش همانطور که صحبت از حفظ منابع طبیعی برای آیندگان رایج است، منابع اجتماعی را هم برای نسل‌های بعد حفظ می‌کردیم.

← بازگشت به صفحه اخبار